عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
187
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خوش روش ترين پادشاهان پادشاهى است كه هماى عدلش بر سر همگان سايه گسترد . 234 أولى النّاس بالعفو أقدرهم على العقوبة سزاوارترين مردم بگذشت از گناه كسى است كه بيشتر بر كشيدن كيفر توانا است . 235 أبصر النّاس من أبصر عيوبه و أقلع عن ذنوبه : بينا ترين مردم كسى است كه عيوبش را خود بيند و باز ايستد از گناهان خويش . 236 أولى النّاس بالنّوال أغناهم عن السّؤال سزاوارترين مردم ببخشش بى نيازترين ايشان از سؤال كردن است . 237 أفضل النّوال ما حصل قبل السّؤال : افزونترين بخشش آنست كه پيش از در خواست باشد . 238 أولى النّاس بالرّحمة أحوجهم إليها : سزاوارترين مردم به مهر و محبّت نيازمندترين ايشان به آن است . [ المحتاج إليها : نيازمند به آن است ] 239 أفضل الأعمال ما أكرهت النّفوس عليها : بالاترين كارها كارى است كه وا داشته شوند نفسها بر آن ( يعنى كه بر خلاف ميل و براى رضاى خدا باشد ) 240 أحقّ النّاس بالإسعاف طالب العفو : سزاوارترين مردم بروا كردن حاجت حاجت كسى است كه طالب عفو و گذشت است . 241 أبعد النّاس عن الصّلاح المستهتر باللّهو : دورترين مردم از صلاح و درستى كسى است كه بيشتر بلهو و بازيچه روى آرنده و حريص است . 242 أحقّ من بررت من لا يغفل برّك : سزاوارترين كس كه بايد با وى نيكى كنى كسى است كه نيكيت را ناديده نگيرد 243 أحقّ من شكرت من لا يمنع مزيدك : سزاوارترين كس كه بايد از وى تشكّر كنى كسى است كه افزايش را از تو دريغ نمى كند . 244 أحقّ من ذكرت من لا ينساك : سزاوارترين كس كه بايد بيادش باشى كسى است كه فراموشت نمى كند 245 أولى من أحببت من لا يقلاك : سزاوارترين كس كه بايد دوستش دارى كسى است كه تو را فروگذار نكند 246 أرضى النّاس من كانت أخلاقه رضيّة خوشنودترين مردم كسى است كه اخلاقش پسنديده باشد . 247 أعقل النّاس أبعدهم عن كلّ دنيّة : خردمند ترين مردم كسى است كه از همه زشتيها از آنان دور تر باشد . 248 أقوى النّاس من غلب هواه : تواناترين مردم